تبلیغات
شبکه ی لیان - مطالب دین و مذهب

شبکه ی لیان

اعتقادی، فرهنگی، مذهبی، دشمن شناسی و سایبری

در هر مسجد معمولا مهر ها بعد از مدتّی استفاده، خراب یا کثیف می شوند. از این رو برای مساجد مهرهای تازه می فرستند. گاهی نیز این مهر ها توسط مردم به مساجد اهدا می شود.

امّا این بار در یکی از مساجد، مهری دیده می شود که به نظر می رسد، ظاهر مناسبی به عنوان یک مهر ندارد.



پشت این مهر شکل یک ستاره 6 پر نقش بسته که در درون آن نوشته شده است: «یا علی ابن موسی الرضا»

نکته این جاست که بعضی از مردم بر پشت مهر سجده می کنند که در این حالت این شش ضلعی که بسیار شبیه به شش ضلعی وسط پرچم اسرائیل است، جلوی چشم است.





از آنجایی که کشور چین و ترکیه جانماز و مهر و تسبیح تولید می کنند، به نظر می رسد این مهر ساخت یکی از این دو کشور باشد.

منتظر نظر هایتان هستیم.

حق نشر برای شبکه ی لیان محفوظ است




فاطمه اسوه بانوان مؤمن

خداوند در قرآن کریم می‏فرماید: «... ان الابرار یشربون من کاس کان مزاجها کافورا عینا یشرب بها عباد الله یفجرونها تفجیرا. یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا. و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا. انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا. انا نخاف من ربنا یوما عبوسا قمطریرا. فوقیهم الله شر ذالک الیوم و لقیهم نضرة و سرورا. و جزاهم بما صبروا جنة وحریرا.»

خداوند متعال از بین تمامی ابرار تعدادی را گزینش کرد و آنان را که کاملترین افراد بشر پس از رسول خدا(ص) هستند به عنوان مقتدا به جهانیان شناساند و شریفترین و لطیفترین حالات و اوصاف انسانی را که در داستان، ایثار آنان تبلور یافت، به عنوان درسی آموزنده، راهی به سوی کمال، تفسیری برای حیات، صحنه‏ای برای امتحان، اوجی برای پرواز، مظهری برای شکوفایی و به بار نشستن قابلیتهای انسان برای مؤمنان بازگو کرد و به این ترتیب بر آنان منت گذارد.

در این واقعه از دو بانوی پاک سخن به میان آمده است. اولین آنها حضرت فاطمه(س)، به عنوان اهل بیت و مقتدا و دیگری فضه، به عنوان پیرو و دست پرورده خاندان عترت است. فضه آن چنان خویش را فانی در فاطمه(س) کرد و با او میثاقی جانانه و جاودانه بست که خود را داوطلبانه در این صحنه پرشور ایثار و نوعدوستی شریک ساخت و به این منزلت‏بی ‏بدیل دست‏یافت. صحنه پرافتخاری که فضه آفرید برای کسانی که به بهانه معصوم بودن ائمه و معمول بودن ما از پیروی آنان سرباز می‏زنند، عذری باقی نمی‏گذارد.





از ولادت  تا شهادت

تولدش به گزارش اهل سنت، پنج‏سال پیش از بعثت‏بود و به اعتقاد علمای شیعه در سال پنجم بعثت . اما چه فرق می‏کند؟ آنچه مهم است‏حضور اوست در عالم و خصلتهای عالی انسانی که در وجود او گرد آمده بودند .

او در خانه نبوت پرورش یافت و در حجره ولایت، ائمه پاکان را پروراند.پدرش پیامبر اکرم، صلی‏الله علیه‏و آله، بود که در عصر جاهلیت عرب، در میان مردانی که دخترانشان را زنده‏به‏گور می‏کردند، بر دستان کوچک او بوسه می‏زد.

مادرش خدیجه کبری، علیهاالسلام، بود که زمین بردباریش را تاب نیاورد و چون درگذشت، رسالت «ام ابیها» بودن را بر شانه‏های کوچک او نهاد .

شویش علی، علیه‏السلام، بود که اندیشه ازدست‏رفتن حق او، چشمان زیبای فاطمه، علیهاالسلام، را به اشک نشاند . فرزندانش حسن و حسین، علیهم‏السلام، و زینب و ام کلثوم، علیهماالسلام، بودند که هر چند تولد هر کدامشان خانه محقر و ساده او را گرمی تازه‏ای می‏بخشید، اما روزگار بازیهای خود را یکی پس از دیگری از پس پرده بیرون می‏آورد و عمر شادکامی‏اش را کوتاه می‏ساخت .


گاه در سوگ مادر، اشکهای پدر را می‏سترد و گاه در میدان جنگ، زخمهای پدر را مرهم می‏نهاد . گاه سختی هجرت را به جان می‏خرید و گاه پابه پای رسول خدا، صلی‏الله علیه‏و آله، بر مزار شهیدان احد اشک می‏ریخت و از بازماندگان آنها دلجویی می‏کرد .

دست تقدیر نام او را برای علی و نام علی را برای او رقم زد که قدر و شانشان یکی است و کفو یکدیگر! پیراهنی به بهای هفت‏درهم، چارقدی به بهای چهاردرهم، قطیفه مشکی بافت‏خیبر، تخت‏خوابی از برگ خرما، دو گستردنی از کتان، پرده‏ای از پشم و چند کاسه و سبویی سبز; این اندک، جهاز فاطمه، علیهاالسلام، بود که با دعای پیامبر، صلی‏الله علیه‏و آله، متبرک شد و به خانه بخت رفت .

خانه دختر پیامبر، همیشه ساده و بی‏پیرایه بود . علی و زهرا، علیهماالسلام، زهد و قناعت، ایثار و حتی گرسنگی را شعار خود کرده بودند . تسبیح و ذکری که پیامبر، صلی‏الله علیه‏و آله، به آنها آموخته بود، خستگی کار و تلاش را از تنشان بیرون می‏کرد و توانی دوباره برای عبادت شب به آنان می‏بخشید .

محراب نماز بوی خوش زهرا، علیهاالسلام، را می‏شناخت و دستان سبز او که به دعا برای دوستان و همسایگان و مؤمنان برمی‏خاست، آشنای فرشتگان بود .

دل دریایی زهرا، علیهاالسلام، با داغ پدر یکباره سوخت و هیچ چیز جز وعده پیوستن به رسول خدا جانش را آرام نکرد .

آنگاه که فدک را از او ستاندند، با صلابتی چون صلابت پدرش به مسجد آمد و با اقتداری شگفت‏حق خود را مطالبه کرد . نه از آن جهت که نانخورش برای خود و فرزندانش می‏خواست، بلکه سنت‏شکنی را نمی‏پذیرفت و چه کوردلانی بودند آنان که حق فاطمه را، حق علی را، حق حقیقت را پایمال کردند و دل زهرا را شکستند . داستان پهلوی شکسته زهرا، علیهاالسلام، و ظلم و ستم ائمه کفر، داستان شقایقی بود که در هجوم طوفانهای بلا گلبرگهایش در هم فشرده شد و به بستر بیماری افتاد .

شگفتا از حیای او! برای مردنش نیز تابوتی می‏طلبد که اندام او را ننمایاند و به اسماء وصیت می‏کند که چون مردم تو مرا بشوی و نگذار کسی نزد جنازه من بیاید .

تنها خدا می‏داند که بر علی، علیه‏السلام، در سوگ فاطمه، علیهاالسلام، چه رفت ...

راستی که چه دشوار است از فاطمه سخن گفتن! دریغا! عجز و ناتوانی ما، و بزرگی و عظمت فاطمه، درود و سلام خدا بر او آنروز که زاده شد، آنروز که دنیا را وداع گفت و آنروز که برمی‏خیزد تا حقش را باز ستاند .

برای عبرت تاریخ

به خدا سوگند!

اگر پای در میان می نهادند و علی را در کاری که پیغمبر  به عهده او نهاده می گذاردند آسان آسان آنان را به راه راست می برد و حق هر یک را بدو می سپرد...

اگر چنین می کردند درهای رحمت از زمین و آسمان بر آنها گشوده میشد اما نکردند....

و آنچه نباید می کردند کردند.

اکنون لختی بپایند و ببینند که چه آشوبی برخیزد و چه خونها بریزد...

(از سخنان دختر پیغمبر در بستر مرگ)


با تشکر از منبع

منبع: یاس بوی مهربانی می دهد - معصومه اعتمادی




بسم الله الرحمن الرحیم



رئیس ستاد اقامه نماز در نشست طرح جهادی اقامه نماز در سفرهای نوروزی گفت: باید تابلوی نماز در جاده‌ها را برجسته کنیم، نماز را در کانکس نخوانید، بلکه در فضای آزاد بخوانید، چون گاهی همین خواندن نماز در جلوی دیدگان مردم سبب هدایت است.

نشست طرح جهادی اقامه نماز در سفرهای نوروزی با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز و نمایندگان سازمان‌های وزارت راه و شهرسازی، وزارت کشور، وزارت آموزش و پرورش، استانداری تهران، شهرداری تهران، راهنمایی و رانندگی، هلال احمر، صداوسیما و میراث فرهنگی در سالن اجتماعات ستاد اقامه نماز صبح امروز (دوشنبه 19 اسفند ماه جاری) در ستاد اقامه نماز برگزار شد.

در ابتدای این نشست حجت‌الاسلام قرائتی با اشاره به اینکه حدود نیم میلیون نفر به کار خدمات‌رسانی به شهروندان در ایام نوروز در قالب هلال احمر، راهنمایی و رانندگی و ... مشغول به فعالیت هستند، خواستار اهتمام آن‌ها به اقامه نماز در این ایام شد و گفت: در کنار خدماتی که ارائه می‌دهید، جهت قبله را مشخص کنید، کاری کنید که پرسنل شما نماز از ذهنش نرود، نماز هیاهو می‌خواهد، وقتی رسول خادم در مسابقات کشتی در آمریکا قهرمان شد، سجده شکر کرد و به همه دنیا نشان داد، این اثر سجده شکر او را نه آقای قرائتی و نه همه ائمه جماعت نمی‌توانند داشته باشند.

*فوتبالیست‌ها نماز را در زمین چمن بخوانند

وی با اشاره به اینکه چرا فوتبالیست‌ها نماز را در چمن در حضور تماشاگران نمی‌خواهند، در حالی که اقامه نماز باید با هیاهو باشد نه اینکه نماز در گوشه‌ای از رختکن خوانده شود، افزود: این اقامه نماز است که می‌تواند تنهی عن الفحشا و منکر باشد و تحول در فرد ایجاد کند، مسأله نماز را جدی بگیرید، نماز پرچم اسلام است، امام حسین(ع) می‌توانست در روز عاشورا نماز را در خیمه بخواند، اما آمد در وسط میدان اقامه کرد.



ادامه مطلب


بسم الله الرحمن الرحیم


چه انتظاری صحیح و چه انتظاری غلط است؟

انتظار در لغت به معنای درنگ در امور، نگهبانی، چشم به راه بودن و نوعی امید داشتن به آینده است.[1] در اصطلاح و در فرهنگ اسلام و تشیع، انتظار اصیل و حقیقی، انتظاری است که سبب حرکت، پویایی، عمل و آمادگی وسیع می گردد. ازاین‌رو، در سخنان پیامبر اکرم و امامان معصوم، انتظار را عمل و از برترین عمل‌ها[2] یا عبادت و از محبوب‌ترین عبادت‌ها معرفی کرده‌اند.[3]

انتظار فرج دو گونه است:

1. انتظاری که سازنده، نگه‌دارنده، تعهدآور، نیروآفرین و تحرک‌بخش است؛ به گونه‌ای که نوعی عبادت و حق‌پرستی به‌شمار می‌آید. 
2. انتظاری که گناه، ویرانگر، اسارت‌بخش، فلج‌کننده است. انتظار این چنینی، همان دست‌ بر روی‌ دست ‌گذاشتن، کار نکردن، قبول ظلم و تعدی است. 
این دو نوع انتظار، معلول دو نوع برداشت از ظهور امام موعود است. این دو نوع برداشت، به نوبه خود، از دو نوع بینش درباره تحولات و انقلاب‌های تاریخی ناشی می‌شود. 

انتظار
ویرانگر:
برداشت عده‌ای از مردم از مهدویت و انقلاب امام موعود این است که این انقلاب، صرفاً، ماهیت انفجاری دارد و فقط از گسترش و اشاعه ظلم، تبعیض، اختناق و تباهی، ناشی می‌شود؛ به بیان دیگر، نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان‌شدن است؛ وقتی این انفجار رخ می‌دهد که صلاح (خیر و نیکی) از بین برود و حق و حقیقت، هیچ طرف‌داری نداشته باشد، باطل، یکه‌تاز گردد و جز باطل، نیرویی حکومت نکند و فرد صالحی در جهان یافت نشود. در این هنگام، دست غیب برای نجات حقیقت، از آستین بیرون می‌آید. طبق این تعریف، هر اصلاحی قبل از قیام امام عصر محکوم است؛ زیرا، هر اصلاحی، یک نقطه روشن است و تا وقتی که در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست، دست غیب ظاهر نمی‌شود، بلکه برعکس، هر گونه گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حق‌کشی و پلیدی، در حکم این است که مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریب‌الوقوع می‌کند؛ زیرا، هدف، وسیله را توجیه می‌کند، هر چند وسیله نامشروع باشد. پس در این نگاه بهترین کمک به تسریع ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فحشا و فساد است! اینجاست که گناه هم لذت و کام‌جویی است و هم کمک به انقلاب مقدس! 

انتظار سازنده:
آیات قرآن، در جهت عکس برداشت بالاست؛ زیرا از آیات استفاده می‌شود که ظهور امام موعود حلقه‌ای است از حلقه‌های مبارزه حق علیه باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می‌شود؛ چنان که خداوند می‌فرماید: «... فإن حزب الله هم الغالبون؛ حزب و جمعیت خداوند، پیروز است».[4] همچنین درباره شکست و نابودی حزب شیطان می‌فرماید: «... ألا ان حزب الشیطان هم الخاسرون؛ بدانید حزب شیطان زیان‌کارانند».[5]
سهیم بودن یک فرد در پیروزی حزب خداوند، موقوف به این است که آن فرد، عملاً، در گروه حق و حزب خداوند باشد. خداوند می‌فرماید: «... فاستبقوا الخیرات أین ما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً...؛ در نیکی‌ها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید. هر جا باشید، خداوند، همه شما را حاضر می‌کند...».[6] وقتی از امام کاظم علیه‌السلام درباره این آیه سؤال می‌شود، آن حضرت می‌فرماید: «ذلک ولله ان لو قد قام قائمنا یجمع الله إلیه شیعتنا من جمیع البلدان؛ قسم به خدا! وقتی قائم ما قیام کند، خداوند، شیعیان ما را از همه‌ شهرها، به دور او جمع می‌کند»؛[7] پس، عمل به نیکی و خوبی و سبقت‌گرفتن، شرط شیعه بودن است و چنین شیعه‌ای می‌تواند جزو یاران امام مهدی علیه‌السلام باشد، نه آنکه گناه‌کار است و برای هیچ‌کار نیکی تلاش نمی‌کند.
بنابراین، امام موعود مظهر نویدی است که به اهل ایمان و صاحبان عمل صالح داده شده است و مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان بر حزب شیطان می‌باشد. 
رسول خدا خطاب به اصحاب خود فرمود: «... شما، اصحاب من هستید، لکن برادران من، مردمی هستند که در آخرالزمان می‌آیند، آنان، به نبوت و دین من ایمان می‌آورند، با آنکه مرا ندیده‌اند. هر یک از آنان، اعتقاد و دین خویش را با هر سختی نگاه می‌دارد، چنان که گویی درخت خار مغیلان را در شب با دست، پوست می‌کند یا آتش پردوام چوب تاغ را در دست نگاه می‌دارد. آن مؤمنان، مشعل‌های فروزانند، در تاریکی‌ها، خداوند، آنان را از آشوب‌های تیره و تار (آخرالزمان) نجات خواهد داد».[8]
بنا بر این حدیث، هر چند داشتن ایمان و عمل به احکام اسلام در دوره آخرالزمان، مشکل و سخت است، ولی به همین دلیل است که پیامبر این افراد را برادران خود معرفی کرده است؛ کسانی که به هنگام ظهور امام موعود به یاری او خواهند شتافت، نه آنان که با ترویج گناه و اشاعه فساد، ناخواسته، به گروه شیطان پیوسته‌اند. 

پی‌نوشت‌ها 
1. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن مصطفوی، جلد 12، ص166. 
2. «افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عزّوجّل» و «انتظار الفرج من اعظم العمل»؛ کمال‌الدین، شیخ صدوق، ج2، باب55.
3. «انتظار الفرج عبادة»؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص122.
4. مائده: 56. 
5. مجادله: 19. 
6. بقره: 148.
7. بحارالأنوار، ج52، ص291. 

8. خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، ص278.

منبع: جنبش سایبری 313



آیت‌الله صفایی بوشهری مطرح کرد:


نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر افزود : یکی از امیدهای ما در دفاع مقدس فرهنگی، طرح صالحین سپاه است لذا بنده وقت بسیاری را برای این کار می‌گذارم و باید کار علمی، دقیق و اسلام‌شناسانه انجام دهیم.
به گزارش سوک ؛ نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر ظهر امروز در نشست با سرمربیان طرح صالحین استان بوشهر با موضوع سبک زندگی اسلامی با اشاره به ورود ویروس جدید استکبار برای تغییر مزاج معنوی افراد در جوامع اسلامی گفت: کار فرهنگی در ایران ساده‌اندیشانه و ضعیف است و مسئولان باید به داد فرهنگ ایران برسند.

آیت‌الله غلام علی صفایی بوشهری ؛ امام جمعه بوشهر

* سبک زندگی اسلامی یعنی اسلامی زیستن در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی، علمی و فناوری یا مناسبات اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی و اخلاقی.

* باید اول اسلام را بشناسیم و لایه‌های اسلام را در تمام ابعاد به جامعه معرفی کنیم ضمن اینکه اکنون این سئوال مطرح است که نظام معرفتی ما چقدر اسلام را به عرصه ملی و فراملی معرفی کرده است؟

* در همین ارتباط وظیفه نخبگان عرصه معرفت است که اسلام را بشناسند و در حوزه مدیریت سبک زندگی وظیفه نظام از جمله دولت، مجلس، قوه قضائیه است که مدیریت اسلامی کند.



ادامه مطلب

درباره‌ انگیزه‌های سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام کاوش کنید/ لزوم شناخت مستقیم و بی‌واسطه از دین اسلام



بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
1/بهمن/1393


تا کنون  سه بار در سفرهای خارجی‌ام وقت اقامه‌ی نماز صبح با زمان پرواز تلاقی داشته است، به گونه‌ای که از قبل اذان صبح تا بعد از طلوع آفتاب در هواپیما بوده‌ام و چاره‌ای نبوده است جز اقامه‌ی نماز در هواپیما.

اولین تجربه و نماز صبحی که قضا شد

در نخستین تجربه‌ی تلاقی نماز صبح با پرواز، به علت تأخیر هواپیما، در سالن انتظار خوابم برد و زمانی که کانتر پرواز باز شد، فرصت تجدید وضو پیدا نکردم. ضمن این که تصور می‌کردم امکان وضو گرفتن در هواپیما میسر باشد که به دلایلی در زمان مقتضی این امر محقق نشد. لحظه‌ای که وارد هواپیما شدم هنوز اذان صبح را نگفته بودند و امکان خواندن نماز صبح وجود نداشت. اندکی پس از برخاستن هواپیما به وقت محلی، زمان اذان صبح فرا رسید اما دو نفر در صف دستشویی جلوی من بودند و تازه مشخص شد یکی از دستشویی‌ها آب ندارد و فقط دستمال کاغذی دارد و ازدحام برای استفاده از آن دستشویی دیگر موجب شد با تأخیر ۲۵ دقیقه‌ای بتوانم وضو بگیرم و پس از آن که از دستشویی خارج شدم با صحنه‌ی بسیار عجیبی روبرو شدم. شعاع آفتابی که از پنجره‌ی هواپیما به صورتم می‌تابید، همچون آب سردی بود که بر سرم ریخته شد و تمام تلاش و تقلاهای مرا برای خواندن نماز صبح بی‌اثر کرد. یکی از مأموران مراقبت پرواز که پشت درب اتاق خلبان نشسته بود، وقتی چهره‌ی وا رفته‌ی مرا دید با خیالی آسوده گفت: «اشکالی نداره می‌ری قضاش رو می‌خونی».



ادامه مطلب