تبلیغات
شبکه ی لیان - مطالب مهر 1393

شبکه ی لیان

اعتقادی، فرهنگی، مذهبی، دشمن شناسی و سایبری

مشخص نیست چرا، اما به نظر می رسد صفحه ی حضرت آیة الله سید علی حسینی خامنه ای ،رهبری عزیز کشور عزیزمان ایران در ویکی پدیای فارسی مدتی است که فیلتر شده است.این صفحه که به عنوان صفحه نیمه محافظت شده در ویکی پدیا تلقی می شود، شامل مطالبی از زندگانی ایشان و فعالیت های سیاسی و مذهبی ایشان است. همچنین جریان به رهبریت رسیدن ایشان نیز در این صفحه موجود است که البته صحت آن هر چند که طبق نظر ویکی پیا معلوم است، مشخص نیست.

ممکن است این تصویر از سایت upload 7 حذف شده باشد.

همچنی متوجه شدم صفحه ی آیة الله محمدتقی مصباح یزدی، مجتهد، عضو مجلس خبرگان رهبری، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، و یکی از اساتید حوزه علمیه قم، در ویکی پدیا نیز فیلتر شده است.



به گزارش «خبرگزاری ذاکر»، شاهزاده کویتی “فوزیه الصباح” که از خانوداه سلطنت حاکم کویت می باشد حدود یک ماه پیش مطلبی در روزنامه الاهرام مصر منتشر نمود و در آن از شیعه دفاع نمود؛ خلاصه ای از این مقاله به شرح زیر است:

– می گویند شیعه بدتر از یهوداست در حالیکه یهود دشمن اول شماست و این از رفتار و گفتار شما پیداست، در قرآن آمده است: (إن أشد الناس عداوه للذین أمنوا الیهود)، خدا می گوید یهوددشمن است و شما می گویید شیعه، آیا مقصود از مومنین کسی جز مسلمانان است… آیا مومنین همان شیعیان ایران و حزب الله نیستند کسانی که شما آنها را تکفیر می کنید و یهود هر روز آنها را تهدید به جنگ می کند.

– می گویید شما با شیعیان مبارزه می کنید زیرا آنها سنت سب صحابه دارند آیا واقعیت غیر از این است که مراجع شیعه از این امر بیزاری جسته اند و آن را تحریم کرده اند ؟ آیا یهود به خدا ناسزا نمی گوید جایی که قران به آن اشاره می کند: (ید الله مغلوله، غلت أیدیهم ولعنوا بما قالوا)

– چرا به سفر گردشگران ایرانی به مصر اعتراض می کنید و در برابر گردشگران یهودی سکوت می کنید یهود کسانی هستند که یک ملت را از خانه اش بیرون کرده و دهها هزار مصری را کشته است، آنها در حال تخریب مسجد الاقصی هستند و شما با دشمن خیالی تشیع در حال جنگید؟

– آیا این هجوم مذهبی و فرقه ای شما نقض قانون اساسی نیست که با دست های خودنوشته اید و در ان به آزادی بیان رای داده اید پس چرا عهدتان را شکسته اید؟ آیا این یک فتنه مذهبی طراحی شده از سوی دشمنان نیست طرحی که شما ننقش مهمی را ندانسته در آن ایفا می کنید؟

– شیعیان مشترکات زیادی با شما مانند ایمان به خدا، ملائکه، کتاب، پیامبر و روز معاد، حج، زکات و.. دارند آنها هم مصریانی مانند خود شمایند، پس با مسیحیانی که در این امور با شما مشترک نیستند چه کار می خواهید انجام دهید؟ آیا قرآن شما را از تفرقه باز نمی دارد. آیا زمان آن نرسیده که به ندای عقل و شرع گوش دهید؟

وی در پایان می گوید: الان زمان آزمایش شما بود و قدرت را به دست گرفتید، با ملت مصر چه کردید؟ با اسلام وشریعت چه؟ آیا با اسراییل قطع رابطه کردید و یا اینکه آن را دوست عزیز خطاب نمودید؟ ایران این کار ار یک روز بعد از انقلابش عملی کرد جواب این اقدام و فکر کردن در مورد آن بر عهده خودتان باشد… شیعیان ایران ، عراق، سوریه، لبنان و خلیج فارس متحدند، یک سخن می گویند و ایمان وعقیده شان یکی است اما شما وحدت ندارید… شیعیان ، شبکه های شیعی برای سب و دشنام و لعن و تکفیر ندارند  و از شیوخ شیعه سخنی مبنی بر انجام این کار وجود ندارد اما شیوخ فتنه تکفیری ها مانند القاعده و جبهه النصره و … تمام این کارها را انجام می دهند … اگر بخواهم فضایل شیعه را تماما بنویسم  چندین روزنامه می شود.

منبع مستقیم: شیعه نیوز

منبع غیر مستقیم: خبر گزاری ذاکر


به گـزارش خبرگزاری ذاکر ، در تذکره الشهداء، تألیف ملاحبیب‌الله کاشانی ماجرای جالبی از دیدار امام حسین(ع) با سلطان هندوستان، آن هم فقط چند ساعت قبل از شهادت ایشان آمده که بی شک به معجزه‌ای می‌ماند.

در سرزمین هندوستان، سلطانی بود که «قیس» نام داشت و از محبان حضرت سیدالشهداء(ع) بود. وی در روز عاشورا به قصد شکار به صحرا رفت و آهوئی نظرش را جلب کرد و در پی آن از همراهانش جدا شد تا به دره‌ای رسید و آهو از نظرش ناپدید شد و ناگه شیر عظیمی در مقابلش حاضر شد و راه او را بست. قیس که حیران شده بود و از طرفی نیز خبر نداشت که امام حسین(ع) در کربلا است، روی به مدینه کرد و عرض نمود : یا اباعبدالله، مرا دریاب.

آن حضرت در همان حال که مشغول جنگ بود، به چشم برهم زدنی خود را به سلطان قیس رسانید و آن شیر را از او دفع نمود، سپس قیس نگاه کرد و بزرگــواری را دید که چهره‌اش مانند خورشید می‌درخشید ولی بدنش از فراوانی جراحات جای سالمی نداشت، عرض کرد: جانم فدایت تو کیستی که مرا نجات دادی؟ حضرت فرمود: منم حسین بن علی بن ابیطالب که به او پناه بردی و استغاثه کردی.

سپس قیس عرض کرد: این زخم‌ها چیست بر بدنتان؟ حضرت بطور خلاصه ماجرای کربلا را برای وی نقل نمودند. قیس که بسیار متأثر شده بود عرض کرد: سرور من؛ مرا چندین هزار لشگر است، اجازه فرما تا به یاری شما بیاییم. حضرت فرمودند: ای قیس؛ به وعده  شهادت من بیش از چند ساعت نمانده… و سپس حضرت از مقابل سلطان قیس ناپدید گردیدند.

منبع مستقیم: جوان انقلابی

منبع غیر مستقیم: خبرگزاری ذاکر