مدیران ایرانی با غفلتی نابخشودنی، از شرکت انگلیسی اتکینز برای انجام پروژه های کلان در کشور دعوت می کنند و با عباراتی دهان پرکن، مانند، شرکت بین المللی و معمار سرشناس بین المللی و... به استقبال این شرکت می روند.
سرویس فرهنگی مشرق - چندین سال است که ائتلاف "فراماسون-بهاییت" نقشه های شومی را برای بیت الله الحرام در سر می پروراند و متأسفانه، بخشی از آن نیز به اجرا درآمده است. این اقدامات از طریق اتاق فرمان لندن و پشتیبانی مالی خاندان آل سعود و همراهی معماران مشهور فراماسون همچون "نورمن فاستر"، صورت می گیرد.

در سال 2010 میلادی، شرکت مشاور معماری و ساخت "اتکینز"، که دفتر مرکزی آن در بریتانیا مستقر می باشد، با چراغ سبز دولت بریتانیا، طرحی جنجالی را برای شهر مقدس مکه به پادشاه عربستان ارائه نمود.


 
طرح شرکت بریتانیایی "اتکینز" برای تخریب مسجدالحرام، با موافقت پادشاه وهابی آل سعود

بر طبق این طرح، بنای مسجدالحرام(به غیر از خانه کعبه) کاملا تخریب خواهد شد و ساختاری نامتعارف جایگزین آن می شود. این پروژه با مخالفت جدی مسلمانان جهان مواجه شد و در نهایت، خاندان سعودی با همفکری مشاوران بریتانیایی، به این نتیجه رسیدند که بایستی طرح به صورت نامحسوس و البته با روندی پیوسته به اجرا درآید.بر همین اساس، هر از چند گاهی، خبر تخریب بخشی از مسجدالحرام به گوش می رسد. در حال حاضر، شرکت اتکینز، بدون توجه به احساسات مسلمانان، مشغول اجرای این پروژه می باشد.
 
طرح شرکت بریتانیایی "اتکینز" برای تخریب مسجدالحرام

شرکت مذکور که ید طولایی در همکاری با شیوخ کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد، به اجرای پروژه های عظیم و بی هویت بسیار مشهور است. دلیلی بر این مدعا، انبوهی از پروژه های اجرا شده و یا در حال اجرا در کشور امارات متحده عربی و برج های سر به فلک کشیده و بی قواره در ناکجاآبادی به نام دبی می باشد.
 
طرحی غیرمتعارف و بیگانه با معماری مسجدالحرام


   
نسخه بریتانیایی با فرمول "فراماسون-بهاییت"، موجب دگرگونی و نابودی معماری حرم امن الهی خواهد شد.


قسمت تأسف برانگیز داستان از آنجایی شروع می شود که مدیران ایرانی با غفلتی نابخشودنی، از شرکت انگلیسی اتکینز برای انجام پروژه های کلان در کشور دعوت می کنند و با عباراتی دهان پرکن، مانند، شرکت بین المللی و معمار سرشناس بین المللی و... به استقبال این شرکت می روند.
 
تام رایت، معماری با ایده های سطحی و شیفته ی دینارهای عربی که شباهت های زیادی میان شیوخ عرب و کارفرمایان ایرانی یافته است




مجتمع" ارون" که در کیلومتر بیستم آزاد راه تهران- کرج، در منطقه شهری گرمدره و در زمین به مساحت 350هزار مترمربع واقع شده است توسط شرکت" اتکینز "و معماری انگلیسی به نام " تام رایت" طراحی شده است. در حال حاضر، فاز نخست این پروژه شامل پارک آبی تفریحی،  به بهره برداری رسیده است و مرکز خرید چند منظوره ، مجموعه ورزشی و یک هتل در آینده افتتاح خواهد شد. 

 
مجتمع" ارون"(ابن بطوطه پارس) در تهران، با طراحی "تام رایت".وی با پشت کردن به پیشینه غنی فرهنگی  و معماری سرزمین ایران، الگویی مضحک را برای این مجتمع عظیم در نظر گرفته است.

این پروژه با چند ایراد فاحش روبروست.یکی از مهمترین ایرادات در طرح مذکور، چشم پوشی مدیران" ابن بطوطه پارس" از سوابق شرکت اتکینز(پروژه بحث برانگیز تخریب مسجد الحرام ) می باشد.این سهل انگاری از غفلت مدیران دولتی و دستگاه های نظارت بر ساخت و سازهای کلان  کشور نشات می گیرد.
دومین ایراد در این پروژه، الگوگیری بی چون و چرا(همانطور که در شعار مدیران پروژه نیز تاکید شده) از  نمونه های بی هویت معماری در دبی می باشد. "تام رایت"(از دوستان شفیق شیوخ عرب) با پشت کردن به پیشینه غنی فرهنگی  و معماری سرزمین ایران، الگویی مضحک را برای این مجتمع عظیم در نظر گرفته است.
وی می گوید: "من برای طراحی ساختمان های مجتمع ارون از بدنه اصلی هواپیما و همچنین بال های انتهایی هواپیما الگوبرداری کرده ام. بنابراین این ساختمان ها، نمودی شبیه به یک هواپیما دارد و سقف ساختمان ها نیز همانند بال های عظیم هواپیماست. ترکیب این دو عنصر در کنار یکدیگر، نمادی قدرتمند از سفر و توریسم هستند، گویی که جهان در زیر یک سقف قرار گرفته است. تمامی اینها بیانگر ویژگی های منحصربفرد این پروژه است."


 
نسخه بریتانیایی مجتمع تجاری در تهران،توسط مشاوران تخریب مسجدالحرام

تام رایت در اظهار نظری دیگر با همتراز دانستن فرهنگ ساخت و ساز در ایران و امارات، چنین می گوید:" نوع نگاه کارفرمایان در ایران و دبی بسیار نزدیک به هم است. این دیدگاه با کیفیت نگاه  فرهنگی و تخصصی کارفرمایان اروپایی فاصله ای بسیار فاحش دارد.
در اروپا، مجموعه عناصری وجود دارند که شما را محدود می کنند. معماری ای که در خیابان ها می بینید، ایده های خاصی را به شما القا و به عبارت صریح تر، حکم می کنند و سبک های قدیمی ای وجود دارند که بصورت یک ترکیب هماهنگ، سیمای شهری را به وجود می آورند. اما در دبی با وجود روند سریع ساخت و ساز در 20 سال اخیر، مردم و مدیران شهری هیچگاه به مسائل اینچنینی توجه خاصی نشان نمی دهند و برنامه ریزی مشخصی برای کنترل این مسائل وجود ندارد.عرب ها، با خصلت و ذهنیت تجمل گرایانه، به دنبال معماری نمایشی و تفاوت های ظاهری می باشند.
تجربه ای که من در برخورد با کارفرمایان ایرانی داشتم، متوجه شدم که تفاوتی میان این دسته از کارفرمایان و کارفرمایان عرب وجود ندارد". 
 
مجتمع ارون، الگوگیری بی چون و چرا از  نمونه های بی هویت معماری در دبی

  اظهار نظرهای اینچنینی از سوی یک معمار سطح پایین و شیفته ی دینارهای عربی، اصلا عجیب نیست. آنچه عجیب است،انتخاب ناشیانه مدیران بخش خصوصی و نظارت های نسنجیده ی ارگان ها ی دولتی است.


پروژه پدیده شاندیز: تغییر ارزش ها و ترویج سرمایه داری، در سایه ی مشاوره ی شرکت انگلیسی اتکینز

در ابتدای این بخش، اشاره ای داریم به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از  مهندسان در اسفندماه سال 1383: "از اواسط دوره ى قاجار نشانه هاى پیشرفت اروپایى در كشور ما بتدریج شروع كرد ظاهر شدن. روشنفكران ما كسانى بودند كه به اروپا مى رفتند یا نوشته هاى آنها را مى خواندند؛ لذا با پیشرفتهاى آنها آشنا مى شدند و خود را در مقابل آنها ناتوان و حقیر مى دیدند. این حرفِ تكرار شده یى است از طرف روشنفكرهاى صدر مشروطه، كه ما فقط و فقط باید دنبال غربى ها راه بیفتیم و به هرچه آنها مى گویند، در همه ى شؤون زندگى مان عمل كنیم؛. اینها مى گفتند ما باید صددرصد به نسخه ى آنها عمل كنیم تا پیش برویم؛ یعنى مجال ابتكار، ابداع، خلاقیت و نگاه بومى به مسائل علمى و صنعتى مطلقاً در محاسبه ى اینها نمى گنجید.

این را از این طرف حساب كنید؛ حالا طرف مقابلى كه ما توصیه مى شدیم به این كه از او تبعیت كنیم، چیست؟ همان انقلاب صنعتى و انقلاب علمى و پیشرفت علمى یى است كه نگاهش فقط محدود به چارچوب كشور خود نمى شود؛ بلكه به دنیا به چشم یك ذخیره و یك انبار بزرگ كه باید از آن استفاده كند و ببلعد تا این كه بتواند حجم خودش را بیشتر كند و خود را توسعه دهد، نگاه مى كند. این زمانى كه من اشاره مى كنم، زمانى است كه بیش از صد سال از شروع استعمار گذشته بود؛ یعنى پرتغالى ها، اسپانیایى ها، انگلیسى ها، هلندى ها و بخش هاى مختلف اروپا به مناطق ثروتمندِ دست نخورده ى دنیا، از جمله منطقه ى ما، منطقه ى اقیانوس هند، شبه قاره ى هند، اندونزى، آفریقا و بقیه ى مناطق گوناگون دست انداخته بودند و آن ثروتهاى عجیب و دست نخورده را پیدا كرده بودند".

 
پروژه پدیده شاندیز، تغییر ارزش ها و ترویج سرمایه داری، در سایه ی مشاوره ی شرکت انگلیسی اتکینز

مركز تعطیلات، سرگرمی وخرید پدیده شاندیز در زمینی به مساحت تقریبی 500.000 متر مربع و با زیر بنای 1.000.000 متر مربع در قالب 8 كاربری در حال احداث میباشد .این مجموعه درصدد است به بزرگترین مركز خرید،تفریح وگذران اوقات فراغت در ایران تبدیل شود.شركت انگلیسی اتكینز جهت طراحی مجموعه ی فوق انتخاب شده است. به ادعای مدیران این پروژه، مركز  تعطیلات؛سرگرمی وخرید پدیده شاندیز با یك میلیون مترمربع زیر بنا جزو پروژه های كلان چند عملكردی فرا ملی می باشد. 
 
غرب چگونه می تواند آرام و بی سر و صدا در نظام اجتماعی ایران تغییری که می خواهد ایجاد و آن را بطور نامحسوس دگرگون کند؟ در نظام ارزشی انقلاب اسلامی، بر خلاف نظام شاهانه یا فئودالی و نظام سرمایه داری، عناصری چون برتری جویی، جاه طلبی و کسب منزلت از طریق ثروت و قدرت، مصرف گرایی و فردگرایی دیگر ارزش نبود تا جایی که این عناصر را حضرت امام (ره) از ارزش های  "طاغوت" نامید، بعد از پیروزی انقلاب و اتمام دوران دفاع مقدس با یک تغییر ارزش جدی در روابط اجتماعی ایران روبرو هستیم که همین تغییر ارزش از جمله تهدیدهای جدی برای کشورهای غربی و اروپایی محسوب می شد و اسلام با ظهور مجدد خود توانسته بود در جنگ تمدن ها نگرانی های زیادی را در مقابله با نظام های طاغوتی برای آنها ایجاد کند.

در نظام ارزشی که اسلام به ما معرفی کرد و به سرعت سبک زندگی مردم را تغییر داد، دیگر نمایش ثروت یک ارزش نبود و کسی جرات این کار را نداشت و هر کسی به گونه ای مرتکب این عمل می شد توسط مردم به صورت غیر رسمی مجازات می شد و دیگر قابل احترام نبود.

حال یک سئوال: غرب چگونه می تواند آرام و بی سر و صدا در نظام اجتماعی ایران تغییری آنطور که می خواهد ایجاد و آن را بطور نامحسوس دگرگون کند؟ از طریق تغییر ارزش. اگر در جامعه ما یک مقیاس ارزشی مانند ثروت و مادیات به نمایش گذاشته شود و این نمایش دادن از سوی ارزش گذاران جامعه توبیخ نه بلکه تشویق هم بشود: در وهله اول، پدیده های ارزشی قشر مرفه همچون یک موج قوی به سرعت در قشرهای دیگر و سراسر جامعه گسترش می یابد.
 
در حال حاضر، ما در تحولات اساسىِ جامعه، ممكن است گاهى طورى عمل كنیم که به جاى  حفظ بنیان ها، هویت مستقلِ ملىِ خودمان را فراموش كنیم.

در مرحله بعد، به مجرد اینکه این پدیده ی ارزشی به قشر متوسط سرایت کرد و آنها هم خود را به مقیاس های ظاهری آن آراستند، قشر مرفه، مجددا برای متمایز کردن خود، با پدیده های جدیدتر، یک موج دیگر تولید می کند و باز این پدیده به قشر متوسط تزریق می شود و به این صورت حرکت ارزش ها به وجود می آید و به تدریج ارزش های حاکم (نظیر ارزش های مذهبی، معنوی، تواضع، قناعت، ساده زیستی...) را دگرگون می کند.این، حرکت ارزش ها تا کجا پیش خواهد رفت؟ به قیمت معنویتمان؟ تا آنجا که در جوار امام غریب هزینه کرد برای تفریح و خرید و سرگرمی؟ هزینه کرد برای رکورد شکنی؟ نتیجه چه می شود؟

بعد از حرکت ارزش ها انسان ها با هم به مسابقه برمی خیزند که هدف آنها نا مشخص است و سرابی ست که هر چه آنها بیشتر می دوند به آن نمی رسند، حرکت ارزش ها تا کجا؟ مصداق زیاد است اما صرفا برای مثال: در دو یا سه دهه ی پیش شلوار لی چقدر ارزشمند بود؟ هیچ، چیزی جز رسانه و تبلیغات و نیاز آفرینی و نمایش ثروت به آن ارزش داد که خانواده فقیر هم برود به دنبال شلوار لی حتی با جنس بد و قیمت ارزان؟، یا اصلاح ابروی آقایان جایی در جامعه ی ما داشت؟ فلان فوتبالیست اروپایی ابرو اصلاح کرد، فلان خواننده ایرانی و فلان جوان  ثروتمند تبعیت کرد، ارزش به نمایش گذاشته شد و به قشر متوسط سرایت کرد. این چرخه تمامی ندارد، مد بعدی چیست؟ خدا می داند. در نهایت، از حرکت ارزش ها نه فقط فرد فرد انسان ها، بلکه کل نظام اجتماعی دچار بی تعادلی و آشفتگی می گردد و فرآیند تبدیل ثروت به ارزش در ایران، پیامدهایی از جمله کاهش انسجام اجتماعی، تغییر گروه مرجع و افزایش انحرافات  را در پی دارد.

در حال حاضر، ما در تحولات اساسىِ جامعه، ممكن است گاهى طورى عمل كنیم که به جاى  حفظ بنیان ها، هویت مستقلِ ملىِ خودمان را فراموش كنیم! كه متأسفانه این مسئله در كشور ما و خیلى از كشورهاى اسلامى داستان و سرگذشت بسیار غمبارى داشته است.

از این خطرناكتر، این است كه سررشته ى همین تحولات منفى در سطح بین المللى، در دست كسانى باشد كه آنها به وسیله ى این تحولات مى خواهند اهداف خودشان را - كه یا زر است یا زور - تأمین كنند و براى آنها چیزى به نام هویت ملت ها اصلاً ارزش ندارد؛ كه متأسفانه این در صد سال، صد و پنجاه سال اخیر، در دنیا اتفاق افتاده است؛ یعنى تحولات كشورهاى آسیایى و آفریقایى و امریكاى لاتین در دام طراحى باندهاى قدرت بین المللى افتاده است و طراح اینها صهیونیست و سرمایه داران بین المللى بوده اند.

براى اینها آنچه مهم بوده، كسب قدرت سیاسى است كه بتوانند در كشورها و دولت هاى اروپایى و غیره نفوذ كنند و قدرت سیاسى را در دست بگیرند و پول كسب كنند و این كمپانی ها، سرمایه هاى عظیم، كارتل ها و تراست ها را به وجود آورند. هدف این بوده است؛ آن وقت اگر اقتضاء مى كرده است كه مصرف گرایى را در بین آنها ترویج كنند، به راحتى این كار را انجام مى دادند؛ بى اعتنایى به هویت هاى ملى و مبانىِ فرهنگى را در آنها ترویج كنند،  حال باید چه کرد؟ راه حل، تدوین یک مدل پیشرفت اسلامی-ایرانی است. پیشرفتی که فارغ از خودباختگی فرهنگی در مقابل کشورهای قدرتمند  دنیاست.وظیفه ى نخبگان فكرى و فرهنگى جامعه و حوزه و دانشگاه، مدیریت این تحول است. نه باید تحولات را سركوب كرد، نه باید تسلیم هر تحولى شد. خوب، این تحول براى چیست؟ براى پیشرفت.

پیشرفت چیست؟ باید آن را معنا كنیم. اولاً این سؤال را باید از خودمان بپرسیم: پیشرفت چیست؟ اینكه «پیشرفت چیست؟» حرفهاى گوناگونى در سطح دنیا مطرح است. همه جور حرفى هست؛ نسخه هاى قلابى، توصیه هاى متناقض، عجیب و غریب و بعضاً خائنانه، كه این بلایى بود كه در آغاز شروع مدرن سازى كشور به جان ما ایرانی ها افتاد.پیشرفتى كه با باختن هویت مستقل ملى همراه باشد و انسان خودش را از دست بدهد، پیشرفت نیست. تقلید و رایج شدن آن، پیشرفت نیست. وابسته كردن اقتصاد و تقلیدى كردن علم، پیشرفت نیست؛ پسرفت است. مغشوش کردن هویت اسلامی-ایرانی و "مدل بازى" به جاى "مدل سازى"،نشانه ی پیشرفت نیست. ما وابسته شدن و غربى شدن را پیشرفت نمى دانیم.



با تشکر فراوان از منبع: مشرق نیوز